آبان
۵
۱۳۹۲

بیماریهای باکتریایی زنبورعسل

- بیماریهای باکتریایی

دو بیماری مهم زنبور عسل که بیش از هر بیماری دیگر مورد مطالعه قرار گرفته و منشع باکتریایی دارد بیماری لوک امریکایی و اروپایی هستند.سپتی سمی (عفونت عمومی)و بیماری پولک پودری نیز بیماریهای باکتریایی هستند که به جهت خسارات کم اقتصادی کمتر به انها توجه شده است.

۱-۱-بیماری لوک امریکایی

لوک آمریکایی یک بیماری باکتریایی است که فقط نوزادان زنبورعسل راآلوده می کند وسبب مرگ آنها میشود. این بیماری یکی ازخطرناک ترین بیماریهای نوزادان زنبورعسل است که در سرتاسر دنیا گسترش دارد.

عامل بیماری:

عامل بیماری باسیل گرم مثبت هاگ دارای است به نام پنی باسیلوس لاروی که برای اولین باردرسال ۱۹۲۰ توسط وایت بعنوان عامل بیماری لوک آمریکایی مشخص گردید؛ هاگ این بیماری نسبت به حرارت ؛ خشکی وموادضدعفونی کننده مقاوم است وسالیان درازمی تواندعفونت زاباقی بماند؛ بعضی ازسویه های آن حرارت ۹۰ درجه سانتی گراد راتا۲۰ دقیقه و۱۰۰ درجه راتا۱۱ دقیقه تحمل می نمایند؛ فرم رویشی باکتری عفونت زانبوده وفقط هاگ آن عفونی زا می باشد.

انتقال وسرایت بیماری :

میکرب این بیماری به صورت اسپور(هاگ)همراه باغذاواردبدن لاروهای خیلی جوان شده ودرروده لاروبه فرم رویشی تبدیل میشودوبا سوراخ نمودن جدارروده وارد همولنف شده شروع به تکثیر می نماید،سپس لارو رابیمار وسرانجام ازبین می برد. باسیلوس لاروی دربدن لاروهای مسن نمی تواند رشد نماید،چون محیط برایش چندان مناسب نیست.

مهمترین راههای سرایت بیماری عبارتنداز:

۱- دردرجه اول خودزنبورداربادستهاووسایل کارآلوده به عامل بیماری ویابرداشتن قاب ازکندوی بیماروآویزان کردن آن درکندوهای سالم باعث انتشارلوک امریکایی ولوک اروپایی درزنبورستان می گردد.

۲- استفاده ازعسل آلوده جهت تغذیه زنبوران.

۳- زنبورهای وارداتی آلوده می توانند نقش مهمی درانتشار بیماری داشته باشند.

۴- زنبورهایی که حجره های آلوده راتمیز کرده اند.

۵- خریدن کندواززنبوردارانی که زنبورستان آنها آلوده به این بیماری باشند.

۶- زنبورهای نر که آزادانه به داخل کندو رفت وآمد می کنند موجب انتقال بیماری می شوند.

۷- استفاده ازموم کندوهای بیمار برای ساختن موم پرچ شده.

۸- غارت جمعیتهای ضعیف وبیمار به وسیله جمعیتهای قوی باعث انتقال بیماری به کندوی قوی می شود.

۹- بعد ازمهاجرت دراثر ورود اشتباهی زنبورها به کندوهای مجاور در صورتی که آلوده باشند می توانند کندوی جدیدراآلوده کنند.

نشانی هاوتشخیص درمانگاهی بیماری:

لاروها تقریبا“ درسن ۳-۲ روزگی به این بیماری حساس ترند.بیماری تا موقعی که درپوش حجرات بسته گردد ادامه خواهدداشت ومرگ لارو درموقعی که درپوش سلولی بسته می شوداتفاق می افتد وسرآنها به طرف بالا و درپوش حجره می باشد، بدین معنی که مرگ ومیرلاروها معمولا“ درمرحله پیش شفیرگی است ولی درمرحله شفیرگی نیزممکن است پیش آید. لارو که درحالت سلامت به رنگ سفید صدفی است ؛ درموقع ابتلا به بیماری تغییررنگ داده کم کم زردقهوه ای می شود. درپوش حجرات که درحالت طبیعی کمی محدب وبه رنگ قهوه ای روشن هستند در لاروهای بیمار مرطوب ؛ فرورفته وتیره رنگ می گردند. زنبورهای بالغ باتشخیص چنین حجراتی درپوش آنهارابه منظورخارج نمودن لاروهای بیمار و مرده سوراخ می نمایند. به این دلیل است که شان آلوده برخلاف شان سالم که درطی مراحل مختلف رشد لارو تقریبا“ یک دست است خیلی نامنظم به نظر می رسند و ظاهرشان چنان می نماید که تخم کذاری نامرتب انجام شده ودراین حالت اگرشان رانگاه کنیم حجراتی بادرپوش های باز، بسته، درپوشهای تغییررنگ داده ومقعر و درپوش های سوراخ شده خواهیم دید. لاروهای مرده شروع به گندیدن نموده تیره رنگ می گردند و بوی مخصوصی ازآن ها استشمام خواهدشد. این بو بعضی اوقات تاموقع خشک شدن لاروممکن است باقی بماند. دراین مرحله اگرچوب کبریتی رابه داخل حجره فروبرده کمی بپیچانیم وبیرون بکشیم، رشته کشدارتقریبا درازی حداکثربه طول ۵/۲ سانتی متر به دنبال چوب کبریت کشیده خواهد شد که یکی ازعلائم بسیارمشخص بیماری است ، این مرحله، مرحله کشدار نامیده می شود حالت مزبور در لوک اروپایی نیزممکن است دیده شود ولی رشته اش خیلی کوتاهتراست . بالاخره پس ازحدودیک ماه یابیشترلاروخشک شده، فلس مانند گشته به ته حجره می چسبد، درصورتی که لارودرحالت شفیره ای ازبین رفته باشدزبان لاروبه طوربرجسته ازکف حجره نمایان میگردد. این حالت نیزیکی ازعلائم مشخص بیماری میباشد.

کنترل ودرمان بیماری لوک آمریکایی:

روشهای مختلفی به منظورکنترل ودرمان بیماری لوک آمریکایی توسط زنبورداران به کاررفته است ، به پاره ای ازاین روشهااشاره میشود:

۱- تکان دادن( رهاسازی )

به دوروش انجام میشود:

روش اول : یک هفته بعد از اولین درمان داروئی و دقیقاً قبل از دومین درمان توسط شربت حاوی دارو رهاسازی انجام میشود. یعنی درمان دوم در کندوی جدید یا کلنی رها سازی شده از شر اسپور ها انجام خواهد شد. دقت در هنگام عملیات رها سازی ضامن موفقیت است. عملیات باید در روز روشن و در هنگام فعالیت زنبوران، انجام شود.

روش دوم – زنبوران رابه داخل یک جعبه ( کندوی خالی ) تکان میدهندچندین ساعت دراین جعبه نگهداری میشوندتاآخرین ذرات عسل آلوده راکه باخوددارندمصرف کنند؛ سپس آنهارابه داخل کندوهایی که قابهای تازه موم کشی شده دارندتکان میدهند.

۲-کشتن وسوزاندن زنبوران:

بهترین ومؤثرترین راه مبارزه بالوک آمریکایی ، کشتن تمام کلنی های آلوده وضدعفونی وسائل وکندوهای مربوطه باشعله افکن می باشد.

دارودرمانی:

داروی پیشنهادی اکسی تتراسیکلین می باشد که باید توسط دکتر دامپزشک تجویز شود.

۱-۲- 

لوک اروپایی، تحت نامهای لوک خوش خیم ، لوک بدبو، لوک اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوک آمریکایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال ۱۹۰۴، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یک آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد که علایمی مغایر با لوک آمریکایی داشت و بعنوان لوک اروپایی شناخته شد. با وجودیکه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.

عامل بیماری :

بر خلاف لوک آمریکایی، لوک اروپایی یک آلودگی است که توسط باکتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:

ـ میکروب ملی سو کوکوس پلوتونیوس یا استرپتوکوکوس پلوتون:

بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد کننده بیماری است ، این میکرو ارگانیسم به شکل کوکسی یا دانه های تسبیح ، چند شکلی ، معمولاً بصورت کم و بیش گرد به قطر یک میکرون است.این میکروب گاهی بصورت تک تک و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میکروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یک سال در شرایط خشکی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی کند.

ـ میکروب باسیلوس آل ویی:

نقش این میکروب در سال ۱۸۸۵ بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne که بیماری را بطور تجربی ایجاد کردند ، روشن گردید. کار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میکروب یک باسیل گرم مثبت به اندازه۲ – ۷× ۸/۰-۲/۱ میکرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن کمتر و میتواند ۳۰دقیقه در ۱۰۰ درجه سانتی گراد مقاومت نماید.

میکروب آکروموباکتر اوریدیس :

یک باسیل گرم منفی ، که تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت کمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را که قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.

ـ میکروب استرپتوکوکوس فکالیس:

این باکتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده کننده یا میکروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باکتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.

ـ میکروب باسیلوس لاتروسپروس:

این میکروب دارای یک اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.

دخالت باکتریهای گوناگون در این بیماری هر کدام ایجاد بیماری لوک اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یک ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو کیسه ای با استرپتوکوکوس فکالیس از عوامل ایجاد کننده لوک اروپایی می باشند، که لاروها علایم مشخصه لوک اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، که به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوک اروپایی دیده میشود. دخالت میکرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوک اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یک نوع لوک اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد کننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید که علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.

گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد کننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.

· لوک اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوکوکوس پلوتون و باسیلوس آل ویی

· لوک اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی

· لوک اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوکوکوس فکالیس .

عوامل مستعد کننده:

عامل مستعد کننده ای که بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده که وقتی کلنی های قوی با یک دوره بارندگی ، سرما یا خشکی طولانی مواجه می شوند که در تأمین گرده اختلال ایجاد شود، یا در بعضی از اوقات سال که میزان گرده کاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف کلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی کلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.

بیماریزایی :

در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شکل سریع تکثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باکتریها تلف میشود.

علائم :

بروز علایم لوک اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییک مانند و بوی مخصوص دارد که کم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوک آمریکایی است. لاروها در کف حجره ها مشاهده میشوند. کم و بیش شکل و قطعه بندی خود را حفظ کرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، کشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس کردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشک شدن ، لارو ها به پلاک هایی تبدیل شده که به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی که استرپتوکوکوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی که بیماری لوک مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میکند.

لوک مزمن:

گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی کشدار مثل لوک آمریکایی ،بدون اینکه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشک شدن بشکل پولک بلوطی تیره درآمده که بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.

اپیدمیولوژی:

عامل آلوده کننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا کرده و در مرحله بازبودن شفیره ها آنها را مبتلا کرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح کلنی، شبیه لوک آمریکایی است ولی با شدت کمتر و چون لارو تلف شده کشدار نبوده و پلاک ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تکثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاکتورهایی که برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند کلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یک زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. کاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر کمی و کیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یک عامل مستعد کننده لوک اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح کننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.

پیش بینی بیماری:

حدت لوک اروپایی به مراتب از لوک آمریکایی کمتر است به این دلیل که از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا کمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولک ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه کشدار .

درمان:

درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوک آمریکایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش کرد که لوک اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن کلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف کادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیک اختصاصی لوک اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یک گرم از ماده مؤثره در هر کلنی، در یک لیتر شربت ۱ به ۱ میتوان استفاده کرد، ۳ بار به فاصله یک هفته تکرارشود.

۱-۳-عفونت عمومی بدن(سپتی سمی):

سپتی سمی بیماری زنبوران بالغ است. اولین بار شخصی به نام برنساید در سال۱۹۲۸میلادی این بیماری را کشف کرده و توضیح داد.زنبوران کارگر و نرها وملکه مستعد ابتلا به این بیماری می باشند.

عامل بیماری:

عامل این بیماری باکتری به نام پزودوموناس اپی سپتیکوم است.این باکتری از جمله باکتری های گرم منفی و تولید اسپور نمی کند گفته میشود که رطوبت به انتقال سپتی سمی کمک میکند واحتمال بروز بیماری تحت شرایط استرس و فشار افزایش می یابد.استرس هایی نظیر تغذیه زیاد با غذای مصنوعی تراکم فراوان زنبورها روی شانها یا نقل مکان زنبورها شرایط و امکان ایجاد بیماری را افزایش میدهد.

علائم:

زنبوران الوده به سپتی سمی سریعا می میرند و در نتیجه جمعیت کندو کاهش می یابد و موجب ضعف کندو می گردد.این زنبوران قدرت پرواز ندارند و به وسیله کارگر ها از کندو بیرون برده می شوند.همولنف زنبور های بیمار از قهوه ای ملایم به سفید گچی می گراید.مهمترین نشانه و اسیب در زنبوران الوده تخریب سریع عظلات است.برای مثال برداشتن زنبور های الوده از طریق زوائد بدن مانند بال وسر و سینه یا شکم غیر ممکن است زیرا قسمتها جدا شده و می افتند.همچنین زنبوران الوده در کندو بی قرار بوده غذا نمی خورند و قادر به پرواز نیستند.

درمان:

هیچ سویه و گروهی از زنبوران را نمی توان یافت که به این بیماری مقاوم باشد.در بسیاری از کشورها داروی استرپتومایسین با موفقیت برای کنترل سپتی سمی مصرف میشود.

      مطالب مرتبط

درباره نویسنده: محمدرضا مسعود

اینجانب محمدرضامسعود کارمند دامپزشکی واولین زنبور دارشهرستان خور وبیابانک از توابع استان اصفهان که با حدود 200 کندو به زنبور داری مشغول می باشم در این سایت سعی شده دررابطه با عسلهای تولیدی ام و همچنین خواص عسل وزنبور داری مطالبی را ارسال کنم. تلفن های تماس تماس : ۰۹۱۳۳۲۳۳۲۹۵ ۰۳۲۴۴۲۲۳۳۰۳

فرستادن دیدگاه

محصولات فروشگاه

عسل مریم گلی

عسل ارگانیک خارشتر